به تو چی کی چیکار میکنه
دیروز از مدیریت بانک کشاورزی زنگ زدند و گفتن گوشی را نگه دار ... گفتم چشم بعد از چند دقیقه مدیریت محترم بانک کشاورزی خیلی محترمانه احوالپرسی کرد و بعد رفت سر اصل موضوع ... جناب دلفاردی چرا وقتی میخواهید مطلبی را چاپ کنید با ما تماس نمیگیرید ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این آقایی که مطلب را نوشته خودش به بانک بدهکار است و حسابش را نمیپردازد و مطلب مینویسد ... کاش شما از ما میپرسیدید ... و ما الان یک صورتجلسه تنظیم کردیم و از ایشان به دلیل نشر اکاذیب شکایت میکنیم ... گفتم نه جناب رییس چرا شکایت ... شما جوابیه بنویسید و بگویید این آقا بدهکار است و... و هرچه که دوست دارید بنویسید و ما چاپ میکنیم چون اگر شکایت کنید فقط من باید برم پاسخگو باشم ... شما هرچی دوست دارید بنویسید و خلاصه بنده ی خدا قبول کرد و حالا بعضی جاها اصلا زنگ هم نمیزنند و وقتی متوجه میشویم میبینیم احضاریه پشت احضاریه سر میرسد
شما را به خدا ببینید یک روزنامه نگار نه تنها توی این گرونی کاغذ و نبود بودجه و غیره در ادارات و عدم وصول فاکتور تمام وقتش را باید بزاره واسه دادگاه که اگر سر موقع در دادگاه حاضر نباشه محکوم میشه به زندان و ...
همه ی اینها فقط یک چیز را بدنبال داره و اونهم این جمله که "به تو چی کی چیکار میکنه"
و خلاصه بهترین کار اینست که من وقتی میخواهم مطلبی را در رابطه ای چاپ کنم ، قبل از چاپ آن را بردارم و یک راست ببرم جلوی رییس تمام ادارات بزارم و اگر تایید کردند به چاپخانه بسپارم !!!!!!!!!!!
در صورتی که ما نه مطلب سیاسی مینویسیم و نه علیه کسی ... ما فقط بعضی مسائل را که سبب رشد و اعتلاء فرهنگ و پیشرفت جامعه میشود مینویسیم...ولی بعضیها فکر میکنند ما علیه شان مطلب نوشتیم و با همین توهم شکایت میکنند !!!!!
دریک مورد یکی از شاکیان بیش از 4 مرتبه مرا به دادگاه برد و قاضی در مرتبه سوم ازش پرسید چرا فکر میکنید این مطلب علیه شما نوشته شده ... پاسخ داد خودش یه جایی گفته ... قاضی گفت میتوانی شاهد بیاوری ؟ گفت آره و رفت و دیگه نیومد و من دونوبت دیگر در دادگاه حاضر شدم ...
و نهایتا قاضی منع تعقیب برام صادر کرد و بعد گفتم جناب قاضی تکلیف من چیست که این همه ... گفت میتونی ازش شکایت کنی !!!!!!!!
و پرونده مختومه شد
و اکثر پرونده ها ما تبرئه میشویم ولی اگر طرف پارتی داشته باشد یه مقدار کار سخت میشود و قاضی بهم تذکر میدهد که یه جوری رضایتش را بدست بیار و در یک مورد به یکی از شاکیان گفتیم عزیز دل برادر چکار کنم از شکایتت دست بر میداری چون عاقبتش چیزی توش نیست گفت باید توی روزنامه ازم عذر خواهی کنی!!! ...گفتم بابت کاری که نکردم ؟... گفت اگر رضایت ندهم هم زندان میروی هم شلاق میخوری و هم جریمه نقدی میشوی ... و دادگاه را تا آخر ادامه داد و در تمام مراحل دادرسی با پارتی بازی و ... پیش رفت و نهایتا همان قاضی که هواش را هم داشت بهش گفته بود نمیشود زندانش کرد فقط میشود یه جریمه کوچیک براش برید اون موقع هی به این اون میگفت چرا زنگ نمیزنه که برم ازش رضایت بدهم و منهم گفتم فقط باید حکم صادر شود و هنوز حکمی صادر نشده و در آخرین مرحله که باید حکم صادر میشد قاضی به یه بهانه ای نقض به پرونده گرفته بود و اون را بر گردانده بود ... و هنوز ادامه دارد
و اینها را مینویسم که همه بدانند روزمانه نگاران چی میکشند و من یه رونامه نگار بیچاره ام و همه حق دارند که بگویند " به تو چی کی چیکار میکنه "