چند دو بیتی جدی و شوخی

فدای تو که خیلی نازنینی
پری پیکر ترین ماه زمینی
در آن لحظه زهم وا می روم
که بر مبل دل من مینشینی
#دلفاردی علی
 
تو چون ماهی که گاهی تار میشه
و در شب های من تکرار میشه
لبت مانند گیلاس رسیده است
که زیر سایه ای سگ خوار میشه
#دلفاردی علی

دلم میخوا کفن پوش تو باشم
غلام حلقه در گوش تو باشم
اگر فرضا تو مثل گربه باشی
دلم میخوا که من موش تو باشم

دلت میخوا که با من دوست باشی
دوتن در قالب یک پوست باشی
بیایی نیمه شب در بستر من
سحر پا خورده و آووست باشی



دلبرم زد خنده بر پیغام ما 
ای بخشکی شانس، خیلی بد شدی
علی دلفاردی

کار تو هر روز تکراری شده
بینهایت مردم آزاری شده
ای به قربان سرزلفت بشم
آبشار از پیکرت جاری شده
علی دلفاردی


نداره عزتی بود و نبودت
شکسته شاخه ی خشک  وجودت
به بهداشتت نکردی  التفاتی
نشسته اشپشی ور روی مودت
شلاله
بروی جاده ی اهواز عشقت
پیاده آمدم با ساز عشقت
ولی سودی نصیب من نگردید
بغیر از رنج دست انداز عشقت
علی دلفاردی

هوای کوچه دلگیره پسینی
دلم پیش دلش گیره پسینی
تلیفون داره اما بی مروت
تماسی هم نمیگیره پسینی
علی دلفاردی

حضرت پاییز


شعر شور انگیز وارد میشود
میوه ی پا ریز وارد میشود
یک نسیم کوچه گرد خشمگین
تازه از تبریز وارد میشود
 سوز سرما در مسیر شاخه ها
چون عقابی تیز وارد میشود
بر ستون شاخه های استوار
لرزشی یک ریز وارد میشود
می پرد رنگ از رخ گلبرگها
لشکر چنگیز وارد میشود
 رعد میپیچد میان آسمان
 تند و رگباریز وارد میشود
از لحاظ منطقی غارتگر از
جانب جالیز وارد میشود
بوی خشم و کینه میآید زدشت
وحشت لبریز وارد میشود
میرسد فریاد کوچ از کوچه ها
بحث هجرت نیز وارد می‌شود
کوچه گردی میکند فصل  خزان
 داغ و بحث انگیز وارد میشود
هرکجا هستید برخیزید چون
 حضرت پاییز وارد میشود
#دلفاردی علی
اول پاییز نود و شش