چقدر امیدوار شدیم

اگر چه در  اوایل بحث انتخابات،  هیچ حسابی روی روحانی باز نکرده بودیم ... اما با  اتفاقاتی که در روزهای پایان انتخابات و خصوصا در مناظره ها افتاد  که منجر به انتخاب وی شد چقدر امیدوار شدیم و خدا کند این امید به یاس بدل نشود ... به هر صورت ما روزنامه نگاریم و از این به بعد خودمان را برای نقد دولتش آماده میکنیم که میدانیم شاید فرصتی برای نقد برایمان فراهم شود ... و اندکی آزادی بیان بیابیم

امروز عصر قبل از اعلام قطعی نتایج یک از آقایان سرهنگ را دیدم که خیلی بالا و پایین می پرید بابت اینکه قرار است روحانی انتخاب شود ...

  هشت سال دولت آقای احمدی نژاد  مثل یک کابوس طولانی، سالها به طول انجامید سالهایی که مثل یک خوابی بود که در آن  دچار کابوس شده باشی و نتوانی از خواب بیدار شوی و در طول خواب آرزو کنی که یک نفر تو را از خواب بیدار کند و لحظه ای که  در اوج کابوس  ناگهان از خواب بیدار میشوی و ناگهان متوجه میشوی همه چیز پایان پذیرفته چقدر احساس راحتی میکنی...  الان و امشب احساس راحتی میکنم به طوریکه خوابم نمیبرد  از این احساس قشنگی که دارم  و خدا کند این احساس به فرجام قشنگی برسد

و حالا میفهمیم معنی این جمله ی معروف را که" قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید " و ما سالهای خوش دوران خاتمی را قدر ندانستیم و خودرا در امواج رویای روزهایی بهتر به گردابی کشیدیم که خلاصی از آن را به دست حسن روحانی امیدواریم   ودر این سالها و خصوصا این یکسال  اخیر سختیهایی کشیدیم که فقط خدا میداند ... برعکس اصحاب کهف که سیصد سال و اندی خوابیدند و بیدار شدند دیدند پولشان بی ارزش شده هرشب که میخوابیدیم برایمان خواب اصخاب کهف بود ... که بیدار میشدیم ومیدیدم پولمان چقدر بی ارزش شده ... و به خاطر این بی ارزشی پول و فقر حاصل از آن ، فساد و فحشا  به اوج رسیده بود و من به چشم خودم روسپیانی را میدیدم که اندکی بعد از چهار راه ایستاده و با بزک کردن خود آماده ی خود فروشی بودند ... مردانی را میدیدم که با هزار ناله و حسرت از کنار میوه فروشیها میگذشتند و نمیتوانستند دانه ای موز یا انبه برای فرزندانشان بخرند 

قیمت پنیر از زمان جنگ تا پایان دولت اصلاحات فقط و فقط تا 800 تومان رسیده بود اما در طول 8 سال حکومت احمدی نژاد از 800 تومان به 5500 تومان رسیده است و گوشت از کیلویی 7000 تومان به سی هزارتومان و موز از کیلویی 600 تومان به کیلویی 6500 تومان و...

و امشب میبینم که این کابوس پایان یافته البته ناگفته نماند در دولت محمود احمدی نژاد به روستاییان خدمت بزرگی شد و آنهم ساخت مساکن مهر بود که تقریبا روستاها را آباد کرد و نام اورا در بین روستاییان برای همیشه جاویدان خواهد کرد ...

و این بود داستان مردی  که میخواست عدالت را در ایران گسترش دهد و نفت را  بر سر سفره فقرا بیاورد که  نه تنها موفق نشد نفت را سر سفره اشان بیاورد که نان را هم از سفره اشان ربود ...



آماده بشو جناب روحانی چون...

هرچند که خط سیر قدرت خونی است

امواج خروش سبزه ها جیحونی است

آماده بشو جناب روحانی چون

در پشت سر تو رای سی ملیونی است

پایان یک تراژدی

بالاخره داریم به پایان یک تراژدی نزدیک میشویم ...

عارف هم بسیار بزرگواری کرد ...

 از حق خودش گذشت بخاطر سر بلندی ایران ...

همه منتظر حضور بزرگان دیگری بودند اما در بازی شطرنج سیاست گاهی یک سرباز کوچک  مقدمات حضور وزیری قدرتمند را  می تواند فراهم میکند و همینکه وزیر وارد میدان شود بازی به نفعت تمام خواهد شد  و تو برنده خواهی شد و امیدوارم که چنین شود  و این دو سه روزه آینده ی کشور ما را مشخص خواهد کرد  و کسی چه میداند که چه خواهدشد و چه کسی برنده خواهد شد ...حضور آگاهانه  ی مردم میتواند تاثیری دوچندان داشته باشد و ما را از این تراژدی اقتصادی نجات دهد ...

بالاخره امروز  مناظره نامزدها به اوج خودش رسید

بالاخره امروز  مناظره نامزدها به اوج خودش رسید و زمان تصمیم گیری فرا رسید و معلوم شد که مناظرات جدیست و همه پاجفت وایستادند که حرفشان را بزنند و غیر از غرضی که همچون ماهی سرگشته و حیرانی که در برکه ای کوچک گیر افتاده باشد  و بیخود بی جهت دست و پا میزند و پایین و بالا میدود و یکی به میخ میزند و یکی به تخته بقیه روی اعتقادات و ایمانشان از خودشان حسابی دفاع کردند، چه از سعید جلیلی که گردش به چپ را ممنوع میدانست و چه از روحانی و عارف که مشکلات موجود را در عدم کفایت اصولگرایان برای اداره ی کشور میدانستند  و به نظر من الان زمان حضور است و نیاز به حضور خیلی به امنیت و ثبات اقتصادی کمک خواهد کرد چون به جز سعید جلیلی بقیه ی نامزدها واقعا به دنبال این هستند که اگر بتوانند و رای بیاورند گامی بر این مهم بردارند و من هم امیدوارم که این آشفته بازار پایان پذیرد... ان شاا...

خوب است که یک چند ، همگان خر باشیم

خوب است که یک چند ، همگان خر باشیم 

از فرط حماقت از خران سر باشیم

از خوب وبد جامعه حرفی نزنیم

یا اینکه مثال خیلی ها کر باشیم

زدست  تو و از جور  زمانه

زدست  تو و از جور  زمانه 

تک و تنها نشستم توی خانه

اگر بیداری و کاری نداری 

بیا پیش من اما بی بهانه