کاری نکنیم که روزی هزار بار برایمان آرزوی مرگ کنند

چند روز پیش برای پیدا کردن دفتر استیجاری در یکی از شهرهای استان کرمان  در جست و جو بودیم که در یکی از جاهایی که بازدید میشد پیرمردی مومن و مذهبی را دیدیم که برای امور مذهبی کلی دم و دستگاه راه انداخته بود و کلی بنده ی خدا زحمت میکشید و لی بعدش متوجه شدم که با اینکه بسیار تا بسیار وضعیت مالی خوبی دارد هیچ کمکی به فرزندانش نمیکند و فرزندانش آواره ی این در و آن در هستند و لی با همه ی این احوال که حتی این پدر محترم هیچ گونه لطفی به آ نها ندارد خیلی برای او احترام قائلند  اما تک توکی از نوادگان و عروس و دامادها هر روز دعا میکردند و منتظر بودند که طرف زودتر بمیرد و حتی عنوان میکردند که مثلا چون زیاد پیاده روی میکند نمی میرد و این منظره به نظرم زشت ترین متظره بین انسانهاست که عده ای طوری به مال دنیا بچسبند که عده ای از نزدیکانشان  منتظر مرگشان باشند  کاش چنین نبود