هلیل
از اسب زمانه بی دلیل افتادیم
در دست جماعتی بخیل افتادیم
طغیانگر سرزمین باران بودیم
افسوس که از چشم هلیل افتادی
علی دلفاردی
از اسب زمانه بی دلیل افتادیم
در دست جماعتی بخیل افتادیم
طغیانگر سرزمین باران بودیم
افسوس که از چشم هلیل افتادی
علی دلفاردی
مردی م ولی سبیل مان را بردند
ما کارگریم بیل مان را بردند
برخیز برادر جنوبی برخیز
دزدان ممر هلیل مان را بردند
علی دلفاردی
نام(های) دیگر
سبزواران
نام(های) پیشین
جرودس - کامادای
پیشینه جیرفت
پیش از اسلام:
مدتها چنین اندیشه میشد که کهنترین تمدن جهان در سومر عراق پای گرفتهاست اما کشف یک زیگورات (معبد) با قدمت بیش از پنج هزار سال، آثار سنگی بسیار و همچنین کتیبههای آجری به خطی ناشناخته از منطقه جیرفت ایران باعث شد باستان شناسان دربارهٔ دانستهها و ادعاهای پیشین خود تجدید نظر کنند. در حمله اسکندر به ایران طبق گفته اریستوبولوس، اسکندر در گذر از هند به فارس، از این منطقه گذر کردهاست و در جیرفت با نئارکوس در یاسلار خود دیدار داشته و از آبادانی شهر، منطقه و کاخها و نیایشگاههای آن نام میبرد.
پس از اسلام:
جیرفت در زمان خلافت عمر (دومین خلیفه پس از پیامبر)، خلیفه دوم (سال ۲۳ هجری قمری) به دست اعراب (به فرماندهی سهیلبن عَدی) فتح شد. جیرفت در این زمان مرکزِ ولایت کرمان بهشمار میرفت. بار دیگر در زمان خلافت عثمان، خلیفه سوم (۲۳–۳۵ هجری قمری) مجاشع بن مسعود سُلَمی آن را گشود.
در سده اول، ولایت کرمان، به ویژه شهر جیرفت، از عمدهترین مراکز خوارج بهشمار میرفت و مُهَلّب بن ابیصُفره اَزْدی، در سال ۷۷ هجری قمری در آنجا با خوارج جنگید که منجر به شکست و رانده شدن آنان از جیرفت شد.در سال ۱۳۰ هجری قمری، جیرفت نبردگاه عامر بن ضُباره با شَیبان بن عبدالعزیز یشکُری، به سبب مخالفت شیبان با مروان بنمحمد، آخرین خلیفه اموی، بود که به شکست شیبان انجامید.
تا قرن سوم هجری جیرفت محل نزاع و کشمکش مخالفین علیه حکومت مرکزی بود؛ تا اینکه؛ یعقوب لیث صفاری و برادرش عمر، پس از سرکوبی اهالی جیرفت و قوم کوفچ، آنجا را تسخیر کرد. مقارن حکومت صفاریان، بر آبادانی جیرفت افزوده شد. شاید بتوان بیشترین اهمیت جیرفت را در این دوره و حتی پس از آن، قرار گرفتن شهر در محل اتصال دو راه اصلی دانست: یکی راه هندوستان از طریق جالق و دیگری راه خلیجفارس، از طریق بندرعباس. در این زمان کالاهای تجار از قُمادینِ جیرفت به دیگر نقاط کشور صادر میشد.
جیرفت در سده چهارم، مجمع تجار، بزرگتر از اصطخرِ فارس و بسیار آباد بود. دژی با چهار دروازه به نامهای شاپور، بم، سیرجان و مصلی داشت و دارای مسجد جامع، بازار، حمامهای پاکیزه، میوههای سردسیری و گرمسیری چون خرما و جوز و ترنج، و معادن بسیار، به ویژه نقره، بود و در جویهای آن زر یافت میشد. جغرافینویسان این دوره، از دیورود (هلیلرود) در جیرفت، که قدرت گرداندن شصت آسیاب را داشت مطالبی آوردهاند. کوره جیرفت دارای شهرهای بسیار بود و شهری به نام هرمزملک، (نباید آن را با هرمز کنونی یکی دانست) متعلق به دوره ساسانی، در راه جیرفت ـ بم قرار داشت. پس از عمر و لیث بعد از مدتی سامانیان جیرفت را در تصرف داشتند.
در سال ۳۲۴ هجری قمری، جیرفت که همچنان مرکز ولایت کرمان محسوب میشد، بدست معزالدوله دیلمی افتاد. در سال ۳۶۰ هجری قمری عضدالدوله دیلمی آنجا را تصرف کرد. در زمان تسلط آل بویه بر جیرفت این شهر مرکزیت سیاسی زمستانی را مانند دوران سلجوقی داشتهاست.مرگ عضدالدوله و ضعف آل بویه تا قرن پنجم هجری زمینه را برای تهاجم بیگانگان به جیرفت فراهم کرد.
در سال ۳۹۰ هجری قمری ابونصربن عزالدوله بختیار (از امرای دیالمه) و سپس بهاءالدوله (فرزند عضدالدوله) و سال بعد طاهربن احمد صفاری (حاکم سیستان) جیرفت را تسخیر کردند. در اواسط سده پنجم، به سبب ضعف امرای دیلمی، بیشتر نواحی کرمان و از جمله جیرفت را اقوام کوفچ غارت میکردند.
در سال ۴۴۳ هجری قمری شخصی به نام ملک قارود پسر چغری بیگ سلجوقی به جیرفت حمله کرده و با مقاومت کوچ نشینان کوفچ روبرو شده و کوفچیان سخت در مقابل او مقاومت کردند. اینها مردمانی بودند که به واسطه پناهگاههای سخت به کسی باج نمیدادند ولی در نهایت ملک قارود با حیله آنها را شکست داد.
ملک قارود پس از قلع و قمع طوایف قفص (کوچ) و استیلای بر عمان و سواحل خلیج فارس و ایجاد امنیت در جیرفت، پایتخت قشلاقی خود را در سه ماه زمستان تا اردیبهشتماه به مدت چهار تا پنج ماه در جیرفت انتخاب کرد؛ زیرا این منطقه بسیار آباد و حاصلخیز بودهاست.
در دوره حکومت سلجوقیان، بهویژه در دوره محمدبن ارسلانشاه بر آبادانی جیرفت افزوده شد و به دستور وی کاروان سراها، مساجد و مدارس بسیاری در جیرفت احداث شد. در همین دوره، برای نخستین بار از شهرکی بهنام قُمادین یاد شده که آن را محلهای خارج از شهر و مسکن عمده تجار خارجی دانستهاند. قمادین مخزن نفایس چین، ختا، هندوستان، حبشه، زنگبار، روم، مصر، ارمینیه، آذربایجان، ماوراءالنهر، عراق، خراسان و فارس بود. جیرفت تا اوایل نیمه دوم سده ششم، شهری نیکو بود و امالقرای کرمان محسوب میشد.بعد از ارسلانشاه و جانشینان او، دوران فترت و سستی حکومت سلجوقیان شروع شد. در سال ۵۶۲ هجری قمری به سبب شایع شدن بیماری و مرگ، طغرل شاه بن محمد و ترکان و غلامان شهر را غارت کردند. طغرل شاه بیشتر دوران سلطنت را به دلیل علاقه به جیرفت در این شهر گذرانده بود. در بیستم فروردین سال ۵۶۵ هجری قمری در همین شهر وفات یافت.
بعد از مرگ طغرل شاه در اثر رقابت و جنگهای فرزندان وی جیرفت رو به ویرانی نهاد؛ چنانکه در سال ۵۶۶ هجری قمری، بهرامشاه، قمادینِ جیرفت را غارت و شهر و روستاهای آن را ویران کرد.این اختلافات و جنگهای خانگی باعث شد غزها در نبردی سپاه کرمان را در باغین شکست دادند و متوجه جیرفت شدند. در سال ۵۷۵ هجری قمری آنها بدون برخورد با هیچ مانعی جیرفت را به تصرف درآوردند و با حملهای وحشیانه جیرفت را به کلی نابود کردند؛ چنانکه محمدبن ابراهیم در تاریخ سلجوقیان و غزها (ص ۱۳۷–۱۲۹) نوشتهاست: «و بیچاره اهل جیرفت، غافل و بیخبر ناگاه به سرایشان فرود آمدند و صد هزار نفس را به انواع تعذیب و شکنجه هلاک کردند و سر در ولایت نهادند و هر کجا ناحیتی معمور بود یا خطهای مسکون دیدند، آثار آن مطموس و مدروس گردانیدند.»
پس از آن جیرفت مدتی، در دوره ملک دینارغز در آرامش نسبی به سر برد. در آن دوره، دارالملک کرمان بود و به دلیل آب و هوای مطبوع لقب جَنَّه اَرْبَعَةِ اَشهُر (بهشت چهار ماه) داشت. در سال ۶۰۰ هجری قمری، امیرقطبالدین مبارز، از ملوک شبانکاره، دور جیرفت حصار کشید و قدرت دفاعی شهر را بالا برد. در سال ۶۱۹ هجری قمری، منطقه به دست قراختاییان افتاد.
حمله مغولها:
شهر جیرفت بر اثر حمله مغولها، در سال ۶۲۱ هجری قمری به کلی ویران شد. جیرفت قبل از حمله مغول یکی از شهرهای آباد و ثروتمند جهان اسلام بود.در اواسط قرن هفتم، که مارکوپولو از جیرفت دیدن کرده، از ویرانی آن به دست تاتارها (مغول) گزارش داده و نام شهر جیرفت (یا شاید قمادین) را «کاماندو» و ناحیه مجاور آن را «رئوبارل» (رودبار) ضبط کردهاست. به گفته وی (همانجا)، برخی از شهرهای ناحیه، از ترس حمله دزدانِ قبیله قراوناس (ظاهراً ساکن مکران)، با دیوارهای بلند گلی محصور شده بودند.
از حوادث مهم دوره صفوی، حمله بلوچها به جیرفت و غارت آنجا بودهاست که بسیاری از آنها پس از جنگ در این منطقه ساکن شدهاند و اکنون در جمعیت این شهرستان ادغام شده و در کنار طوایف دیگر این شهرستان زندگی میکنند.
در دوران زند جیرفت بدون حادثه مهم و قابل توجهی زمان را پشت سر گذاشت در دوران قاجار جیرفت مجدداً رو به آبادانی گذاشتهاست.
با انقراض حکومت قاجار و روی کار آمدن رضاخان و دوران حد فاصل قاجار و پهلوی در جیرفت ناامنی و غارت اموال مردم شروع شد و بر اثر کمی باران و آب این منطقه طی سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲ دچار خشکسالی و قحطی شدیدی گردید.
محوطهٔ بستانی جیرفت در استان کرمان به طول ۴۰۰ کیلومتر و در حاشیهٔ هلیل رود شناسایی شده و در حدود هفت هزار سال پیش، مرکز نخستین تمدن بزرگ و با شکوه جهان بودهاست.