باید که شبی خویشتنم را عوض کنم
یعنی که بخشی از بدنم را عوض کنم
بالا ببرم دماغ را مانند همه
یا اینکه بیایم دهنم را عوض کنم
یک روز لباس رنگی یی به تن کنم
یا رنگ سفید پیرهنم را عوض کنم
...شاید که نوشتم این سخن را بعدا
یعنی نه دوست، تنم را عوض کنم
این روزها عجیب بد شده ام باور کن
ای کاش که این جر زدنم را عوض کنم
یک عده به نام وطنم بد کردند
باید بروم وطنم را عوض کنم
علی دلفاردی